زادروز هفته نامه ی « بخارای شریف » Зодрузи хафтаномаи бухорои шариф
زادروز « بخارای شریف » گرامی باد
جستاری کوتاه درباره ی سخت گیری های دولت ازبکستان بر تاجیکان ازبکستان . این نوشتار ارتباطی به مردم « ازبک » ندارد و درباره ی « دولت ازبکستان » می باشد . ازبکان بنا به گفته ی دوستانی که با ایشان همزیستی داشته اند مردمی بسیارخونگرم و مهربانند و به گفتهی استاد محمدجان شکوری خود ازبکها نیز با این سیاستهای سختگیرانه دولت مخالفند .
هفته نامه ی « بخارای شریف » ، کهنسال ترین پیک پارسی زبان در فرارود و آسیای میانه است .این هفته نامه در 20 اسپند سال 1290 برابر با 10 مارس 1912 آغاز به کار کرد . پیرامون سال 1924 ، شوروی ، به گونه ای شگفت انگیز بزرگترین و سرافرازترین شهرهای پارسی زبان فرارود را به ازبکستان سپرد . این کارهای شوروی ، از ترس و هراس شوروی ها از فرهنگ ایرانی تاجیکان پرده برمی داشت و بیش از پیش همگان را به پوشالی بودن این مرزها باورمند می کرد . به هر روی تاجیکان بافرهنگ ترین مردمانی بودند که زیر چیرگی شوروی ها درآمده بودند...
پس از این مرزبندی ها چه ستم هایی که بر هم میهنان تاجیک در مرزهای ازبکستان نرفت ، ستم هایی که دل هر میهن دوستی را می خراشد و زخمی ژرف و درمان ناپذیر بر آن به جای می گذارد .
زبان « بخارای شریف » چند ماه پس از زادروز نود و پنج سالگی اش (19 اسپند 1385 )دیگر شد و ازبکی به جای پارسی نشست . ازبکستان از دید رسانه ای و آموزش بی شرمانه برتاجیکان سخت می گیرند . این بی شرمی به جایی رسیده که اگر کسی در ادارات ازبکستان و شهرهای سمرقند و بخارا که در زادگاه زبان پارسی نو جاگیر ( واقع ) هستند به پارسی سخن بگوید جریمه می شود !!!
روند پان ترکیستیِ پارسی ستیزی در ازبکستان پس از فروپاشی شوروی و پیدایش کشور ازبکستان شتاب بسیار بیشتری به خود گرفته است . اسلام کریمف فرهنگ ستیز، سرور کشورازبکستان هم از هیچگونه تلاشی برای دست یافتن به آرمان های پست خود دریغ نورزیده است .
بر پایه ی آگاهیهای گاهنامه ی « بررسی های آسیای میانه » ی ریچارد فولتر ( 1996 ) که ازهموندان کانون مطالعات خاورمیانه ای دانشگاه هاروارد می باشد ، آمارهای کشور ازبکستان نشان می دهدکه 5% از مردم ازبکستان تاجیکند ولی خود تاجیکان بر این باورند که 25% تا 30% مردم ازبکستان تاجیکند ( 6 تا 7 میلیون نفر ) . در می یابیم ازبکستان با کم جلوه دادن شمار تاجیکان می خواهند در راه همانند سازی کشورشان ، با دشواری های کمتری روبرو شوند .
نمونه ی دوم از بی شرمی ازبکستان اینکه ، از دید کارت شناسایی و شناسنامه ی تاجیکان ازبکستان ، آنها ( تاجیکان ازبکستان ) ازبک می باشند ، ازبکان با این کار خواسته اند تاجیکان را از کیستی و چیستی خود دور سازند . اگر هم تاجیکی ، از پذیرش نام « ازبک » در شناسنامه ی خود روی می گرداند به او شناسنامه نمی دانند و روشن است که در جهان امروز هرگز نمی توان بی شناسنامه زندگی کرد . انجمن فرهنگی تاجیک سمرقند ، پیشنهاد کرده بود که همه ی تاجیکان ازبکستان ، کارت شناسایی خود را عوض کرده و از این پس خود را به جای ازبک ، تاجیک بنامند ، ازبکان این پیشنهاد را نپذیرفتند و این انجمن نیز از کار خود دست کشید . بسیاری از تاجیکان هنگامی که با یک بیگانه به روسی یا ازبکی گفتگو می کنند خود را ازبک می شناسانند ولی اگرهمان پرسش را به پارسی بپرسند می گویند که تاجیکند و برای پوزش کارت شناسایی خود را نشان می دهندکه بر پایه ی آن ازبک می باشند .
نمونه ی سوم ، در سال 1992 سازماني به نام كانون ملی فرهنگي تاجيكان و مردم تاجيك زبان، در سمرقند ، نامه هايي سرگشاده به سازمان ملل متحد وسفارتخانه های کشورهای باختری در تاشکند ، نوشت و از سخت گیری ازبکستان گلایه کرد ، در پی این نامه رهبران سازمان که بیشتر استاد دانشگاه بودند از کار خود برکنار شدند و از آن پس نتوانستند به همایش سالانه ی جهانی تاجیکان در دوشنبه بروند .
نمونه ی سوم ، دولتمردان ازبکستان در سال 1992 بنیاد نوپای آموزش زبان پارسی تاجیکی را در سمرقند بستند .
نمونه ی چهارم ، دانشگاه سمرقند ، نخستین دانشگاهیست که در آسیای میانه پایه گذاری شد که تا پیش از فروپاشی شوروی به پارسی سیریلیک به دانشجویان آموزش می داد ولی پس از پیدایش کشور ازبکستان ، پارسی کنار رفت و ازبکی را به جای آن نشاندند .
تاجیکان ازبکستان در هفته تنها 4 ساعت به زبان مادری شان برنامه ی رادیویی می شنیدند که دواتمردان ازبکستان پس از فروپاشی شوروی همین 4 ساعت را هم زدود .
سرانجام زبان « بخارای شریف » هم که تا همین 1 سال پیش ، پارسی سیریلیک بود ، ازبکی شد .
به هر روی زبان پارسی در زادگاه خود ، با دشمنانی نیرومند دست و پنجه نرم می کند و هزار افسوس که ادبمندان ایران و افغانستان گویا هنوز در خوابند ، و شاید هم ندانند که پارسی در زادگاه رودکی سمرقندی و پورسینا بخارایی با چنین آپارتایدی روبرو گشته است . شاید اگر دیگر پارسی زبانان اندکی برای سمرقند و بخارا دل می سوزاندند و به این خاموشی دردآور پایان می دادند ، امروز هم میهنان ما در سمرقند و بخارا هم می توانستند حقِ « آزادانه سخن گفتن به زبان مادری » را از دولت ازبکستان بازستانند .
سخن واپسین درباره ی « بخارای شریف » اینکه زادروز این هفته نامه در تاجیکستان « عید مطبوعات » خوانده می شود و همایش هایی نیز برگزار می گردد و خبرنگارانی از افغانستان و ایران هم به این همایش ها فراخوانده می شوند .
به امید روزی که سمرقند و بخارا و مرو ، که ازستاره های درخشان آسمان فرهنگ کهن ما هستند ، شکوه گذشته را بازیابند.
برای دیدن فرتور ( عکس ) هایی از سمرقند و بخارای عزیزمان اینجا را انگشت بزنید.
به امید مهر و دوستی و نزدیکی در ایران فرهنگی