ایرانیان ، تاجیک نامیده می شدندирониен , точик номида мешуданд
ایرانیان،تاجیک نامیده می شدند
طبق تحقیقات احمد کسروی تبریزی ، قبل از اشغال آذربایجان از سوی مغولان و ترکها ، ساکنان بومی این سرزمین را نیز با نام تاجیک یاد می کرده اند : احمد کسروی چون دیگر تاریخ نگاران واژه ی تاجیک را به معنای ساکنان اصلی آذربایجان در چندین مورد استفاده برده است ، به طور مثال :
1 - « ترکان در تبریز می نشسته اند ، لیکن ترک و تاجیک از هم جدا بوده اند » ( کتاب زبان فارسی در آذربایجان نوشته ی احمد کسروی تبریزی ، ص 39 ، تهران 1368 )
2 - « در آن زمان در آذربایجان ترک و تاجیک با هم می بوده اند ولی بیشتری در سوی تاجیکان می بوده » ( همان کتاب ص 40 )
3 - « تاجیکان یا بومیان فارسی زبان ایران از پانصد سال باز در نتیجه ی رواج صوفیگری و باطین نگری و خراباتیگری و سپس در سایه ی کشتار مغولان و چیرگی دویست ساله ی ایشان اندیشه ی آزادی و گردن فرازی و جانبازی را فراموش کرده و به یکبار از شایستگی افتاده بودند و از ایشان جز کار چامه سرایی و پنداربافی و ستایشگری و اینگونه چیزها بر نیامدی و این فیروزبختی خاندان صفوی بود که اینان را در کنار نهاده ، ایلهای بیابان نشین ترک را پیش کشیدند و دست به دوش آنها نهاده به پادشاهی برخاستند ... » ( همان کتاب ص 43 ) .
همچنین کسروی درباره ی چیرگی زبان ترکی در روزگار صفویان می گوید :
این را به آسانی می توان پذیرفت که جا باز کردن ترکی در آذربایجان و به کنار زدن آذری ، پیش از پادشاهی صفویان صورت گرفته و دلیل این ، گذشته از چیزهای دیگر ، حال خود آن خاندان است ، زیرا ایشان بی گمان از بومیان آذربایجان بودند و زبانشان آذری بوده و ما دوبیتی هایی از شیخ صفی نیای بزرگ ایشان که در آخر زمان مغول می زیست ، در دست داریم که آنها را خواهیم آورد ، با این حال چون به زمان شاه اسماعیل بنیانگذار پادشاهی می رسیم ، می بینیم زبان ایشان ترکی گردیده و خود آن شاه به ترکی شعرهایی می سرود که دیوانش در دست است .
اگرچه مادر اسماعیل از خاندان ترک ( دختر حسن بیگ ) بوده ولی شعر ترکی را به پیروی از علیشیر نوایی می سروده...
... کار صفویان همه در دست ترکان می بود و در دربارشان چه در تبریز چه در قزوین و چه در اسپهان به ترکی سخن گفته شدی و لقبها و نامها نیز بیشتر ترکی بودی...
...باید دانست پراکندگی زبان ترکی در ایران در زمان صفویان به بالاترین پایگاه خود رسید ، و چون ایشان سپری شدند ، پیشرفت ترکی نیز بازایستاد و سپس رو به پسرفت نهاد . بویژه پس از آغاز مشروطه و پیدایش شور کشورخواهی در ایران و بنیاد یافتن روزنامه ها و دبستانها که همه ی اینها ترکی را باز پس می برد و از میدان آن می کاست .
در این باره خود آذربایجان پیشگام است و از آغاز مشروطه یکی از آرزوهای آذربایجانیان برگردانیدن فارسی به آنجا بودو همیشه در برابر نگارشهای روزنامه های استانبول و باکو روی سرد نشان داده اند...
پی نوشت
شهربراز ارجمند چنین نظر داده اند :
فکر کنم بدانید که پیش از سدهی نوزدهم میلادی و تجاوز روسها به خانات بخارا و خیوه و ایجاد جمهوریهای تاجیکستان و ازبکستان، تاجیک همان معنای «ایرانی» را داشت و به عنوان متضاد ترک به کار میرفت.
بنابراین به تمام پارسی زبانان و ایرانیان «تاجیک» گفته میشد. اگر ساکنان آذربادگان نیز تاجیک نامیده شدهاند یا اگر سعدی در شعری خود را تاجیک خوانده است به همین خاطر است نه به معنای شهروند جمهوری تاجیکستان بودن. بلکه به معنای ایرانی.
روسها به ویژه در زمان استالین تلاش کردند «تاجیک» را چیزی جدا از «ایرانی» معنا کنند و هویتسازی و تاریخسازی کنند.

به امید مهر و دوستی و نزدیکی در ایران فرهنگی