گلرخسار و بازار صابر гулрухсор ва бохор собир
چکامه ای که درزیرمی آید ازهنرمند هم میهن ، بانو گلرخسار عزیز می باشد
ایران عزیز من
از با ختر و سغد م ، از وُست ام و از زند م ، رُخّـا ن بدخشا نم ، وُلکا ن دما وندم
من هجرم و من وصلم ، من نسخه نی ام ، اصلم
فرهنگ شرر دارم ، خون رگ و پیوندم/ یک ذره ز خورشیدم
یک غنچه ز امیدم/ یک نوده ز ده بیدم
یک حلقه ز دربندم/ از میهن گلنا رم ، از گلخن گلخا رم
ایران عزیز من! ای جان عزیز من
ای میهن سبز مهر، ای شهرگ نبض شعر
ای دور به جان نزدیک، ای نور دل و دیده
ایران عزیز من! ای جان عزیز من
قانون تو انشا کرد، قانون سعا دت را/ جمشید تو بینا کرد، کاخ فرّ ملت را
تیر نظر آرش، در سینه نها ن دارم/ شهنا مه عالم ساز، از فضل کیان دارم
ما را به دل تنگت، ای یار به هم آور، صد بار تو را میرم، یکبار به هم آور
بر گلشن گلخندت ، بر فرق دما وندت/ گلخار نمی زیبد، گلنار به هم آور
...پیوند نیا کا نی ، پیوند دل و جا نی / ایران عزیز من/ ای جا ن عزیزمن
اینجا را کلیک کنید تا دو چکامه ی زیبای دیگر از بانو گلرخسار بخوانید

سالشمار زندگی استاد بازار صابر عزیز تا سال ۲۰۰۰
- ۱۹۳۸ ، بازار صابر فرزند صفر در روستای صوفیان ، شهرستان کافر نهان
متولد شد . او خیلی زود پدر را از دست داد و در یتیم خانه ی شهر حصار
دبستان و دبیرستان را تمام کرد.
- ۱۹۵۶ ، اولین شعر بازار با نام " اسب " به چاپ رسید و سپس ، دیگر
شعرهای او برای نخستین بار در روز نامه ها و نشریات به چاپ رسیدند.
- ۱۹۶۲ ، دانشگاه دولتی تاجیکستان را در رشته ی زبان و ادبیات فارسی
تاجیکی به پایان برد.
- ۱۹۷۵ - ۱۹۷۹ ، روزنامه های معارف و مدنیت و نیز بخش شعر ماه نامه ی
صدای شرق را مدیریت و سرپرستی کرد و هم چنین مشاور شاعران اتحادیه ی
نویسندگان تاجیک بود .
- ۱۹۸۹ ، جایزه ی ادبی رودکی را دریافت کرد و نیز در همین سال ، سازمان
مردمی رستاخیز را به وجود آورد.
- ۱۹۹۰ ، حزب دموکرات تاجیکستان را با کمک چند تن از دوستان و آزادی خواهان
بنیاد نهاد و در همین سال ، نماینده ی مجلس تاجیکستان شد ، اما دوام نیاورد و
مجلس را رها کرد.
- ۱۹۹۳ ، از ۲۶ مارس به اتهام " ایران گرایی " محاکمه و زندانی شد .
- ۱۹۹۴ ، پس از ۹ ماه و یک روز ، در ۲۹ دسامبر ، با حمایت روشن فکران
بین المللی از زندان آزاد گردید و دوشنبه را به قصد مسکو ترک کرد.
- ۱۹۹۵ ، به سبب رفتار ناشایست ماموران امنیتی ، از روسیه به آمریکا رفت
و در آنجا ، پس از ۶ ماه آسودگی ، سرانجام برای تامین معیشت خود ، ناچار
به بارکشی برای آمریکاییان شد.
۲۰۰۰ ، هفت مارس ، دچار سکته قلبی گردید ، اما جان سالم به در برد و هم اکنون
در شهر سیاتل به سختی زندگی می کند.
به امید مهر و دوستی و نزدیکی در ایران فرهنگی