استاد صدرالدین عینی

                       

                          استاد صدرالدین عینی

               

                        استاد صدرالدین عینی

 

استاد صدرالدین عینی در سال 1878 در غژدوان ( کنار شهر بخارا )در خاندان سید مراد خواجه  نام کشاورز و سنگ آسیاب تراش به دنیا آمد . در 1889 ( در یازده سالگی )  پس از آنکه پدر ومادرش از بیماری وبا درگذشتند ، وی همراه با برادر کوچک خود سراج الدین به بخارا رفت ، نزد برادر بزرگش محی الدین که در مدرسه ( مکتب عالی ) تحصیل می کرد .صدرالدین برای تهیه ی معاش هم کار می کرد و هم تحصیل می نمود .وی پس از چندی به خانه ی شریف جان مخدوم صدرنیا که انجمن ادیبان روشنفکر آن روزگار بود راه یافت . و با شاعرانی چون ملانذرالله لطفی ، صادق خواجه ی گلشنی ، عبدالله خواجه ی تحسینی ، ملابرهان مشتاقی ، قاری عبدالکریم آفرین ، میرزا عظیم سامی بوستانی و ... آشنایی پیدا کرد ، و با محمد صدیق حیرت و میرزا عبدالواحد منظم دوست جانی شد . از سال 1893 ( پانزده سالگی ) سرودن شعر را آغاز کرد و با تخلص های سفلی ، محتاجی و جنونی و از سال 1896 به بعد با تخلص عینی شعر می سرود . در سال 1906 تحصیلات خود را به پایان رساند و مترجم مکتب جدید شد ، بدین گونه که گفته های معلمان تاتار را برای دانش آموزان به فارسی تاجیکی برمی گرداند ، در سال1907 با یاری عبدالواحد منظم مکتبی با اصول نوین بنیاد نهاد و برای آن در سال 1909 کتاب درسی « تهذیب الصبیان » را نوشت که در سال 1917 تکمیل و تجدید چاپ شد . حکمای وقت مدرسه را بستند و عینی را از کار تدریس بازداشتند . وی در سال 1915 – 1916 در کارخانه ی پنبه ی قزیل تپه کار کرد . امیر عالم خان مغنیت ( 1910 – 1920 ) از نفوذ عینی بر کارگران هراسید و وی را در مدرسه ی ( مکتب عالی ) معتبر بخارا مدرس تعیین فرمود . عینی به بخارا برگشت و اما تدریس نکرد ، بلکه با کارهای ادبی مشغول شد . اشعار و مقاله های وی از جمله در مجله های « آیینه » و « شورا » به طبع رسیدند .در سال 1917 برادر عینی ، خواجه سراج الدین به همراه گروهی از روشنفکران همچون حامد خواجه ی مهری ، میرزا فیاض ، میرزا نذرالله لطفی ، میرزا احمد ، حاجی عبدالسطار و ... با فرمان امیر کشته شد و خود عینی را با 75 ضربه کتک زدند و به زندان انداختند ، تا اینکه به دست سپاهیان روس از مرگ حتمی نجات یافت . همزمان با انقلاب اکتبر 1917 در سمرقند روزگار می گذراند و شعر و خطابه و مقاله می نوشت که اکثر در مجله های « شعله ی انقلاب » و « صدای ترکستان » به چاپ می رسید . وی تا پایان عمر در این شهر باستانی بسر برد و در آخر با تشویق و هدایت باباجان غفورف ، دولتمرد بزرگ تاجیک به پایتخت تاجیکستان شهر استالین آباد ( دوشنبه ی کنونی ) کوچید و در سال 1954 ( در هفتاد و شش سالگی ) در گذشت .

عینی در سال 1934 به عضویت اتحادیه ی نویسندگان شوروی پذیرفته شد .عینی نیز از تصفیه ی استالین ایمن نماند : در سال 1937 او را نیز مدتی بازداشت کردند و با کوششهای استاد لاهوتی نجات یافت . در سال 1949 شورای علمی دانشگاه دولتی لنینگرادبه وی بدون نوشتن پایان نامه عنوان علمی دکترای عالی می دهد ، در سال 1950 برای دو کتاب اول « یادداشت ها » جایزه ی دولتی شوروی را دریافت نمود ، در سال 1951 که فرهنگستان علوم جمهوری تاجیکستان تاسیس یافت ، وی نخستین رئیس آن انتخاب شد و تا آخر عمر در همین سمت بود ، سال 1954 به عنوان وکیل پارلمان اتحاد شوروی انتخاب شد .

وی در سال 1918 شعرهای به « شرف انقلاب اکتبر » و « سرود آزادی » را سرود که آغاز ادبیات شوروی تاجیک محسوب می شوند .

 

 

بن مایه : زبان و ادبیات فارسی در فرارود / رحیم مسلمانیان قبادیانی


پنج جستار درباره ی تاجیکستان      панч чустор дар бораи точикистон

 

روابط تاجیکستان با ترکیه

اختلافات فرهنگی موجود میان ترکیه و تاجیکستان یعنی زبان فارسی مردم آن و احساس تعلق آنها به فرهنگ ایرانی و مشترکات تاریخی و فرهنگی نقش ترکیه را در این کشور کم رنگ و ضعیف کرده است و نفوذی را که ترکیه در سایر جمهوری ها به دست آورده در تاجیکستان میسر نشده است . ترکیه با مشارکت آمریکا در تاجکستان سرمایه گذاری کرده است . با روی کار آمدن رئیس جمهور جدید ( در دهه ی 1990 ) مقدمات همکاری متقابل میان ترکیه و تاجیکستان پدید آمده و تاجیکستان سعی خواهد کرد رشد آتی همکاری ها تامین گردد .  

 

نام تاجیکستان باید دیگر شود

روزنامه ی اورتادوغو ( چاپ ترکیه ) در تاریخ 7 فوریه ی 1995 در مقاله ی زیر عنوان « ترکیه نباید در قبال تاجیکستان بی تفاوت باقی بماند » بی شرمانه نوشته است که جمعیت جمهوری تاجیکستان اساسا ازبکها ، ترکمنها ، تاتارها ، و دیگر قومهای ترکی اند ، تاجیکان همگی یک و 35 درصد را تشکیل می دهند و بنا برهمین نام این کشور نباید تاجیکستان باشد .

 

 آفرینه ی برتر پارسی10

از استاد بازار صابر ( سال 1994 ) پرسیده شد که 10 اثر بهترین را از جمله ی ادب و فرهنگ عمومی فارسی برشمارید . ایشان به دنبال « شاهنامه » ، « مثنوی » ، « گلستان » ، « ویس و رامین » ، « خسرو و شیرین » ، « خرابه های مداین » ، « اشکهای خراسان » انوری ، « از این اوستا » اثر اخوان ثالث ، « شعر نو فارسی » دکتر خانلری ، رمان استاد ساتم الغ زاده « فردوسی » را نیز نامبر کردند . در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران ( سال 1375 ) این داستان سزاوار جایزه دانسته شد .

 

پراکندگی ادبمندان تاجیک

 در زمان درگیری های سال 92-96 رویه ی مردمی ادبیات تاجیک آسیب سنگین دید ، چنانچه پیرم ستاری و ظهورالدین سُیَری شهید شدند ، استاد بازار صابر 9 ماه در زندان بود ، بانو گلرخسار ، استاد مومن قناعت ، ادیبان بهمنیار ، سیاووش ، رستم وهاب نیا ، عجمی ( محمدعلی عجمی ) در تبعید به سر بردند .

 

 

یک تاجیک پان ترکیست

یکی از پان ترکیست های اشدی اصلا تاجیک و بخارایی بود . وی در سال 1920 به حزب بلشویک ها شامل شد در تاسیس جمهوری تاجیکستان مانع های فراوانی ایجاد کرد . از جمله کارهای معروف او یکی این است که مردم را در مسجد جامع بخارا گرد آورد و اعلام داشت اینجا ازبکستان است و هر کس تاجیک بودن می خواهد به تاجیکستانش برود .

 

 

بن مایه :

جستار نخست  برگرفته از         تاجیکستان / گردآوری و تنظیم رویا منتظمی

4 جستار پایانی برگرفته از        زبان و ادب فارسی در فرارود / رحیم مسلملنیان قبادیانی

لایق شیر علی Лоиек шир али

                            

                          بن مایه : بی بی سی پارسی . اسفندیار آدینه از دوشنبه

 

میرزا شکور زاده روی آوردن « لایق » به شعر کلاسیکی و ایران بزرگ را از عوامل محبوبیت او در میان ایرانیان خواند.

و در باره شناخت ایرانیان از لایق گفت: "در صحبتهایی که من با خوانندگان و عالمان و دانشمندان ایرانی داشتم، اقرار می کردند که در صد سال اخیر نه در ایران و نه در افغانستان شاعری میهن پرست و ملتگرای، ما به اندازه استاد لایق شیرعلی نداشته ایم."

 

ما که خود پرورده یک مادریم،

تاجیک و ایرانی و افغان چرا؟

 

به گفته این پژوهشگر تاجیک، بار اول گلچین آثار لایق در ایران در سال 1994 در یکی از انتشارات تهران چاپ شده و بار دوم "مادرنامه" وی در یکی از انتشارات اصفهان به طبع رسیده است.

 

خود آقای شکورزاده نیز در سال 1999 به مناسبت 60 سالگی زادروز لایق شیرعلی گلچین تازه ای از اشعار او را در پانصد صفحه با نام "روح رخش" فراهم کرده است که با تیراژ 2000 تهیه شده و "در آن واحد همه کتابهای لایق در ایران به فروش" رفته اند.

 

در نهایت، "کلیات" آثار لایق شیرعلی در سال 2001 به ابتکار استاندار سغد نشر شده و اخیرا این کتاب به کمک سفارت ایران در تاجیکستان به خط فارسی نیز در دسترس پارسی زبانان قرار گرفته است .

 

روزگار و آثار لایق

 

بر اساس "دایره المعارف تاجيک شوروی" لایق شیرعلی 65 سال پیش از این در روستای "مزار شریف" در کنار رودخانه زرافشان، در خانواده کشاورزی چشم به جهان گشود و دوران کودکیش را در این روستا به سر برد.

خاطرات بچگی اش تاثیرات عمیقی در زندگی او به جا گذاشت و بعدها، هرچند در شهر مقیم شد و روزگار آسوده ای داشت، ولی احساس نوستالژیک از این روستا به شیوه غریبی در برخی از اشعار او، نظیر "بچگی ام در لب دریا گذشت" و "پدرم، ای پدر دهقانم" و غیره هویدا شده است:

 

باز می خواهم که از نو کودک نادان شوم،

باز می خواهم که از نو کودک گریان شوم...

 

لايق شیرعلی دانشکده آموزگاری شهر دوشنبه را در سال 1961 به پایان برد و از آن سال در پایتخت تاجیکستان که عمده ترین محل همایش اهل ادبیات و روشنفکری فارسی در آسیای میانه بود، اقامت گزید.

 

وی از دوران دانشجویی به سخنوری پرداخت و طی چند سال در کمیته رادیو تلویزیون دولتی، نشریه "کمسمول تاجیکستان"، ماهنامه "صدای شرق" و اداره اتحادیه نویسندگان تاجیکستان کار کرد.

 

نخستین محموعه اشعار لایق به نام "سر سبز" در سال 1966 انتشار یافت و بعدها مجموعه های "خانه چشم"، "خانه دل"، "ریزه باران"، "ورق سنگ" از جمله پرخواننده ترین کتابهای او بودند.

 

هنر و استعداد لایق با آفرینش شعر محدود نمی شد و او در ترجمه اشعاری از شعرای خارجی به زبان فارسی نیز سهم داشت و اشعار خودش نیز تا کنون به چند زبان خارجی ترجمه شده اند.

 

"صوتهای (آوازهای) فارسی" سرگئی یسنین، شاعر روس، بخشی از "دیوان غربی و شرقی" يوهان ولفگانگ گوته، شاعر آلمانی، "تیر و کمان" سیلوا کاپوتیکیان، شاعرزن ارمنی و "اندیشه های راه" ادوارداس مژلایتیس، شاعر لیتوانیایی از جمله مهمترین آثار ترجمه شده به دست لایق هستند .

 

ستایش مادر، یاد دوران کودکی، طبیعت زیبای کوهستان، عشق و نوجوانی، شناخت هویت ملی، یاد پدر، مهر مادر و میهن، نقد و طنز افراد طمع جو و ریاکار، تربیت نکوکاری، نکوهش از سیاستهای زمانه، فتوحات علمی و توسعه فنی، ارزشهای بشری از جمله مهمترین موضوعاتی هستند که لایق در اشعار خود بازتاب داده است .

мозандарон , панохгохи фирдавсии бузург ва аллома абу реихони бируни

 

                    

                       ششم فروردین تقارن زادروز حضرت محمد (ص) و اشو زرتشت خجسته باد.

 

 

مازندران ، پناهگاه فردوسی بزرگ و علامه ابوریحان بیرونی

 

صادق هدايت :

اسپهبدان تبرستان در ناحيه کوهستانی خويش مستقل بودند و تا نيمه دوم قرن دوم هجری سکه های ايشان هنوز با خط و علامت پهلوی زده ميشد و مردمانش همه به دين نياکان خويش يعنی کيش زرتشتی باقی بودند

در دوره ای که همه ايرانيان برای تملق زبان عربی را آموختند, ونداد هرمزد*(پدر بزرگ مازيار*) با هارون الرشيد بوسيله مترجم گفتگو کرد و درشتگوييهای او را با دستور حفظ ادب و پاس احترام خويش جواب داد و خلفا از شهرياران ايرانی مازندران هميشه حساب ميبردند.

 

 

از آنجايی که اسپهبدان تنها سلسله بزرگ ايرانی بودند که توانستند قلمرو خود را در مقابل يورش اعراب حفظ کنند, ميتوان آنها را پاسداران فرهنگ و آداب و سنن ايرانی و حتی زبان پهلوی دانست. در گويش های مازندرانی و گيلانی کلمات فراوانی از زبان پهلوی به جای مانده و کماکان استفاده می شود که در ديگر نقاط ايران تقريبا منسوخ شدند.

آل باوند يا اسپهبدان بين سالهای 655 تا 1349 ميلادی بر بخشهايی از مازندران و گيلان حکمفرمايی ميکردند. آل باوند از سه خانواده خويشاوند کاووسيان, اسهبديه و کين خواريه تشکيل می شود که به مدت 610 سال بين 655 تا 1349 ميلادی بر بخشهايی از شمال ايران حکمروايی ميکردند. فردوسی و ابوريحان بيرونی برای گريز از دست سلطان محمود غزنوی به آل باوند پناهنده شده و مورد مهر و محبت قرار گرفتند.

 

شهريار پسر شروين

فردوسی پس از بی مهری از جانب سلطان محمود غزنوی به مازندران نزد شهريار پناهنده شده و مورد مهر ورزی قرار ميگيرد : "به روايت نظامی عروضی 6 ماه در دکان اسمعيل وراقی پدر ازرقی متواری و مخفی ميشود و سپس از آنجا سفر کوتاهی به طوس ميکند و نسخه ای از شاهنامه را با خود به طبرستان به دربار اسپهبد شهريار از آل باوند می برد و در آنجا هجونامه محمود را که می گويند صد بيت بوده است می سازد و در مقدمه شاهنامه قرار می دهد

 

دارا پسر رستم پسر شروين

مرزبان پسر رستم و برادر دارا که صاحب مرزبان نامه است در اين دوره حاکم فريم* بود. ابو ريحان بيرونی نيز در گريز از دست سلطان محمود در دوره مجدالدوله ديلمی به ری گريخت. پس از مدتی از آنجا رهسپار طبرستان شد. چندی در نزد وی بود, و کتاب مقاليد علم الهيه را به نام اسپبد مرزبان بن رستم نوشت, و هم توسط او به دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگير زياری (388_403) پيوست

 

 

*ونداد هرمز همدوره ی شروین بوده است . شروین نیز از سرداران نامدار پادتازی ( ضد عرب )  ایران و تارومار کننده ی تازیان بود .

* مازیار از سرداران پادتازی ایران و رهبر جنبش « سرخ علمان » بود . جنبش یادشده به همراه جنبش « سیاه جامگان » ( به رهبری بهزادان-ابومسلم- خراسانی ) و جنبش « خرمدینان » ( به رهبری پاپک خرمدین ) از بزرگترین جنبش های ایرانیان در برابر امپراتوری تازیان بود . هر سه رهبر در راه میهن و به دست تازیان سوسمارخوار جان باختند .

*فریم ( پریم ) ، امروزه یکی از بخش های شهر ساری به شمار می آید ، که در نیمروز ( جنوب ) ساری و دردامنه ی  رشته کوههای البرز  جاگیر است . همین کوهستان های سربه آسمان کشیده که « دماوند » را نماد استواری کرده اند ، از عواملی بودند که از چیره شدن تازیان بر مازندران جلوگیری می کردند . دژ مازیار در پریم هنوز پا بر جاست .

                                        

                                                  گرفتگاه ( با اندکی افزایش )