мозандарон , панохгохи фирдавсии бузург ва аллома абу реихони бируни
ششم فروردین تقارن زادروز حضرت محمد (ص) و اشو زرتشت خجسته باد.
مازندران ، پناهگاه فردوسی بزرگ و علامه ابوریحان بیرونی
صادق هدايت :
اسپهبدان تبرستان در ناحيه کوهستانی خويش مستقل بودند و تا نيمه دوم قرن دوم هجری سکه های ايشان هنوز با خط و علامت پهلوی زده ميشد و مردمانش همه به دين نياکان خويش يعنی کيش زرتشتی باقی بودند
در دوره ای که همه ايرانيان برای تملق زبان عربی را آموختند, ونداد هرمزد*(پدر بزرگ مازيار*) با هارون الرشيد بوسيله مترجم گفتگو کرد و درشتگوييهای او را با دستور حفظ ادب و پاس احترام خويش جواب داد و خلفا از شهرياران ايرانی مازندران هميشه حساب ميبردند.
از آنجايی که اسپهبدان تنها سلسله بزرگ ايرانی بودند که توانستند قلمرو خود را در مقابل يورش اعراب حفظ کنند, ميتوان آنها را پاسداران فرهنگ و آداب و سنن ايرانی و حتی زبان پهلوی دانست. در گويش های مازندرانی و گيلانی کلمات فراوانی از زبان پهلوی به جای مانده و کماکان استفاده می شود که در ديگر نقاط ايران تقريبا منسوخ شدند.
آل باوند يا اسپهبدان بين سالهای 655 تا 1349 ميلادی بر بخشهايی از مازندران و گيلان حکمفرمايی ميکردند. آل باوند از سه خانواده خويشاوند کاووسيان, اسهبديه و کين خواريه تشکيل می شود که به مدت 610 سال بين 655 تا 1349 ميلادی بر بخشهايی از شمال ايران حکمروايی ميکردند. فردوسی و ابوريحان بيرونی برای گريز از دست سلطان محمود غزنوی به آل باوند پناهنده شده و مورد مهر و محبت قرار گرفتند.
شهريار پسر شروين
فردوسی پس از بی مهری از جانب سلطان محمود غزنوی به مازندران نزد شهريار پناهنده شده و مورد مهر ورزی قرار ميگيرد : "به روايت نظامی عروضی 6 ماه در دکان اسمعيل وراقی پدر ازرقی متواری و مخفی ميشود و سپس از آنجا سفر کوتاهی به طوس ميکند و نسخه ای از شاهنامه را با خود به طبرستان به دربار اسپهبد شهريار از آل باوند می برد و در آنجا هجونامه محمود را که می گويند صد بيت بوده است می سازد و در مقدمه شاهنامه قرار می دهد
دارا پسر رستم پسر شروين
مرزبان پسر رستم و برادر دارا که صاحب مرزبان نامه است در اين دوره حاکم فريم* بود. ابو ريحان بيرونی نيز در گريز از دست سلطان محمود در دوره مجدالدوله ديلمی به ری گريخت. پس از مدتی از آنجا رهسپار طبرستان شد. چندی در نزد وی بود, و کتاب مقاليد علم الهيه را به نام اسپبد مرزبان بن رستم نوشت, و هم توسط او به دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگير زياری (388_403) پيوست
*ونداد هرمز همدوره ی شروین بوده است . شروین نیز از سرداران نامدار پادتازی ( ضد عرب ) ایران و تارومار کننده ی تازیان بود .
* مازیار از سرداران پادتازی ایران و رهبر جنبش « سرخ علمان » بود . جنبش یادشده به همراه جنبش « سیاه جامگان » ( به رهبری بهزادان-ابومسلم- خراسانی ) و جنبش « خرمدینان » ( به رهبری پاپک خرمدین ) از بزرگترین جنبش های ایرانیان در برابر امپراتوری تازیان بود . هر سه رهبر در راه میهن و به دست تازیان سوسمارخوار جان باختند .
*فریم ( پریم ) ، امروزه یکی از بخش های شهر ساری به شمار می آید ، که در نیمروز ( جنوب ) ساری و دردامنه ی رشته کوههای البرز جاگیر است . همین کوهستان های سربه آسمان کشیده که « دماوند » را نماد استواری کرده اند ، از عواملی بودند که از چیره شدن تازیان بر مازندران جلوگیری می کردند . دژ مازیار در پریم هنوز پا بر جاست .
گرفتگاه ( با اندکی افزایش )
به امید مهر و دوستی و نزدیکی در ایران فرهنگی