بهزادان خراسانی ( ابومسلم )

 

دکتر شروین وکیلی

 

از زمان فتح برق آسای ایران زمین به دست اعراب در اواخر قرن نخست هجری ، مراکز مقاومتی در این قلمرو پدید آمده بود که ، برای مدت ها خلافت اموی و بعدها خلافت عباسی را تهدید می کرد و در نهایت نیز به انقراض هر دوی این نظام ها منتهی شد .نیرومندترین و موفق ترین مرکز مقاومت در برابر اعراب ، خراسان بزرگ بود . اوج مقاومت خراسانیان در برابر فاتحان عرب ، به سالهای 126 هجری شمسی مربوط می شود .یعنی زمانی که ابومسلم خراسانی در این منطقه قیام کرد . ابومسلم خراسانی در این میان شخصیتی برجسته و نامی اسطوره ای است . نام اصلی اش بهزادان پسر ونداد هرمز است . بهزادان ، پهلوانی بزرگ بود که در جوانی در نبردی اسیر اعراب شد و در عراق او را به بردگی فروختند .کسانی که او را خریدند عیسی و معقل بن ادریس عجلی بودند ، 2 برادر از خاندان های تاثیر گذار عرب در عراق  . قحطبه ، دستیار ابراهیم ، داعی عباس ، بهزادان را به جنبش عباسیان دعوت کرد . در همین حال و هوا بود که بهزادان به نهضت عباسیان پیوست و اسلام آورد . از همین هنگام نامش به ابومسلم تغییر یافت و رنگ سیاه را که نماد عباسیان بود پذیرفت . بهزادان یا همان ابومسلم در مکه با قحطبه و چند تن دیگر از رهبران عباسیان دیدار کرد . این گروه اموالی بسیار برای بهزادان فراهم کردند و در اختیار او گذاشتند تا به خراسان برود و قیامی بزرگ را بر ضد امویان سازماندهی کند . ابومسلم در خراسان با زیرکی بسیار زمینه ی قیام خود را فراهم آورد . در آن هنگام بین قبایل عربی که ساکن شهرهای خراسان بودند کشمکش و درگیری شدیدی وجود داشت . قبایلی که از جنوب عربستان می آمدند -  یمانی ها – با قبایل شمال عربستان – مضری ها – درگیری داشتند و از کشتن یکدیگر رویگردان نبودند  در این هنگام مهلب بن ابی صفره رهبری یمانی ها ، و قتیبه بن مسلم باهلی رهبر مضری ها بود .

بهزادان نخست نامه هایی به عنوان این رهبران نوشت ، به طوری که در آنها وانمود شده بود رهبران یادشده با او ( بهزادان ) و برای قیام بر ضد قبایل دیگر و کشتار ایشان همداستان شده اند ، بعد هم به پیک های خویش سفارش کرد که به شکلی خود را گیر بیندازند و نامه ها را لو بدهند به این ترتیب رهبران قبایل عرب در خراسان در کوتاه زمانی نسبت به هم بدگمان شدند ، و ابومسلم را همچون متحدی نیرومند یافتند که می بایست نزدش تقرب جویند ، به حدی که وقتی مضری ها و یمانی ها نزدیک بود با هم آشتی کنند ، ابومسلم را به عنوان قاضی و داور میان خود برگزیدند . در این هنگام جدیع بن علی که به تازگی رهبری یمانی ها را بر عهده گرفته بود ، با رهبر مضری ها قرار گذاشت که هر دو از قدرت کناره گیری کنند و در مقابل رهبر قبایل عرب خراسان کسی از بنی ربیعه باشد . اما مضری ها خیانت کردند و در خیمه ای که قرار بود قرارداد صلح نوشته شود ، بر سر جدیع بن علی  ( رهبرتازه ی یمانی ها ) ریختند و او را کشتند . به این ترتیب یمانی ها که از ابتدا هم به ایرانی ها علاقه ای داشتند  ، به رهبری علی بن جدیع کاملا به ابومسلم پیوستند . ابومسلم در یکی از شب های نزدیک به نوروز سال 126 هجری شمسی ( 129 هجری قمری ) ، که به روایتی در چهارشنبه سوری این سال قرار داشت ، در خراسان اعلام قیام کرد . مردم در روستاهای گوناگون با افروختن آتش بر پشت بام ها و بر بلندای برج ها ، آغاز شورش را به یکدیگر خبر دادند و به این ترتیب در یک شب ، کل نیروهای اموی که در شهرها و روستاهای خراسان پراکنده بودند .به دست مردم از میان برداشته شدند . بهزادان پسر ونداد هرمز ، که حالا دیگر با نام ابومسلم خراسانی به اسطوره ای تبدیل شده بود ، با سپاهی بزرگ که از پهلوانان خراسانی بسیج کرده بود ، به جنگ ارتش های اموی رفت . ابومسلم خراسانی که براندازنده ی راستین امویان و بخشنده ی تاج به عباسیان بود ، وقتی دولت بر این خاندان قرار گرفت و بیم واکنش امویان از میان رفت ، 8 سال بعد به دست خلیفه ناجوانمردانه ، کشته شد و به این ترتیب زندگی پر ماجرایش به پایان رسید . تا قرن ها بعد ، در ایران متونی نوشته می شد و اشعار و داستان هایی سینه به سینه نقل می گشت ، که ابومسلم نامه خوانده می شد و هنوز نمونه های بسیاری از آن در دست است .

 

 بن مایه : روزنامه ی همشهری ، شنبه 11 اسپند 1386